تاريخ : دوشنبه شانزدهم اسفند 1389

صوت شناسی

صوت پدیده ای است که از ارتعاش اجسام بوجود می آیدو به صورت موج انتشار می یابد و به گوش ما می رسد و ما در دستگاه شنوایی خود آنرا با فعل انعلات فیزیولوژیک درک می کنیم.عواملی مانند جسم بوجود آورنده – هوا- حرکت ارتعاشی- مسافت – زمان و جسم دریافت کننده در مبحث صوت مطرح می شود.سرعت صوت در هوا 332 متر در ثانیه است.صوت از جنبه فیزیکی ارتعاشی است که در اجسام صدادار حاصل می شود و از اجسام به هوا منتقل می گردد و از جنبه فزیولوژی احساسی است که از رسیدن این ارتعاشات به پرده گوش و از آنجا به مرکز به سمعی نخاع در ذهن پدید می آید.صوت ثمره ارتعاشض است اما این ارتعاشات یکنواخت نیست و پیوسته در تغییر است.

- تعریف دیگری از صوت شده است:

صوت: اگر دو جسم را به هم بزنیم لرزشی در آنها بوجودمی آیدکه به آن ارتعاش می گویند. صوت از ارتعاش اجسام بوجود می آید و به وسیله ذرات هوا منتقل شده و به گوش می رسد.ارتعاشات همیشه بصورت موج منتشر می شوند.وقتی صوت فقط یک لحظه ی کوتاه دوام داشته باشد آن را صدامی نامند مانند صدای انفجار باروت یا رعد و برق و یا باد.برخی از صداها مانند صدای انسان خوشایند و دلپذیرند و بعضی صداها نیزگوش خراش هستند.تمامی اصواتی که از منابع مختلف تولید می شوند به گوش،مطبوع نمی آیند.مثلا صدای دیاپازون مطبوع و صدایی که از کشیدن ناخن روی تخته یا کشیدن قلم روی کاغذ تولید می شود نامطبوع است.اصواتی که نظیر صدای دیاپازون هستند را اصوات موسیقی و اصوات مورد دوم را غیر موسیقی می نامند.

اصوات موسیقی خود به دو دسته تقسیم می شوند:1- اصوات ساده مانند صوت دیاپازون و اصوات مرکب که از ترکیب چند صوت ساده بوجود می آید.وقتی ارتعاش صوت نامنظم باشد یعنی دامنه و فرکانس آن دائم تغییر کند تأثیر موسیقی ندارد مانند همهمه سر و صدا در سالن و یا صدای نامطبوع دیگری چون صدای اتومبیل و افتادن سنگ که این گونه صداها غیر موسیقی هستند. برعکس صدای موسیقی دارای فرکانس ثابت است و شدت آن یا ثابت است یا بصورت منظم تغییر می کند.هرگاه هوا در قسمتی از فضا تغییر شدیدی پیدا کند یک موج هوایی ایجاد می شود که بتدریج انتشار می یابد موقعی که به گوش می رسد احساس صوتی بوجود می آید.صوت بصورت خط مستقیم انتشار می یابد.بین تمام پدیده های صوتی برخی که در شنوایی اثر مخصوصی ایجاد می کنند و کیفیت موسیقی دارند صوت نامیده می شوند و سایر احساس های صوتی را صدا می نامند.

حال به تعریف مختصری از لحن می پردازیم زیرا مسئله صوت و لحن ارتباط تنگاتنگی را با یکدیگر دارند.

براساس تعریف ابن سینا به جملات موسیقایی اطلاق می شود که دارای وزنهای ثابت یا متغیر باشند و اصواتی هم آهنگ موالف یا متنافر به همراه آن اوزان خوانده یا نوشته شود.لحن از اصوات مختلف با کیفیت های متفاوت تشکیل می شود و در حقیقت صوت جزء ، و لحن کل است.

دستگاه صوتی انسان



منظور از دستگاه صوتی انسان مجوع اعضایی است که در ایجاد صوت شرکت می کنند و به نحوی وجودشان برای شکل گیری صوت است.عامل ایجاد صوت در دستگاه صوتی انسان تارهای صوتی هستند و با هوایی که از ششها خارج می شود مرتعش شده و صدایی تولید می شود که با عبور از گذرگاه صوت شکل گرفته از دهان خارج می شود.منظور از گذرگاه صوت نواحی بعد از حنجره است که صوت در مسیر خود از آنها عبور می کند.این نواحی عبارتند از حفره بالای حنجره،حفره دهان و حفره بینی.ششها مسئولیت تأمین هوا را دارند و در بازدم هوا را با فشار از طریق نای به حنجره می رسانند.اطراف ششها را استخوانهای دنده فرا گرفته است که از آنها مراقبت می کند.زیر ششها را پرده ای به نام دیافراگم یا حجاب حاجز پوشانده است که ششها را از امعاء و احشاء یعنی معده و روده و غیره جدا می کند.هنگام دم،زمانی که ششها را از هوا پر می کنیم دنده های باز شده و دیافراگم به سمت پایین قوس می یابد و به علت فشاری که به امعاء و احشاء می آورد باعث برآمده شدن شکم می گردد.هنگام تولید صوت و یا صحبت کردن باید جریان هوا به طور یکنواخت از درون نای بگذرد.مسولیت کنترل این جریان هوا را عضلات بین دنده ای و نیز دیافراگم به عهده دارند.بنابراین ششها را می توان منبع انرژی صوتی قلمداد کرد.البته گاهی هوای بیرون منبع انرژی صوتی است.یعنی با دم صوت تولید می شود مانند بعضی زبانهای سواحلی یا لفظ نُچ یا خرخره یا صدای بوسه.پس تأمین هوای لازم توسط ششها نوبت تارهای صوتی است تا در اثر این هوا به ارتعاش درآیندحنجره مجموعه ای است از تارهای صوتی،چند ماهیچه و چند غضروف که به صورت یک برامدگی در جلوی گردن مشاهده می شود. این برامدگی را سیبک گلو گویند.ماهیچه ها نقش کنترل تارهای صوتی را به عهده دارند و غضروفها نیز تکیه گاه و محل اتصال ماهیچه ها به شمار می روند.تارهای صوتی بر خلاف نامشان هیچ کونه شباهتی به تار کشیده ندارند بلکه در حقیقت چین خوردگی هایی در ناحیه داخل نای هستند که به صورت زایده هایی از پوشش نای بیرون امده اند.این چین خوردگیها که به صورت دو لایه در قابل هم قرار گرفته اند از یک طرف ثابت و از طرف دیگر به غضروف متحرکی وصل اند که میزان کشیدگی وطول آنها را تنظیم می کند.این لایه ها در هنگام تنفس آهسته و بی صدا کاملا رها هستند ومجرای تنفس را باز نگه می دارند.اما هنگام تولید صدا در مابل هم قرار گرفته وبا باز و بسته شدن خود ایجاد ارتعاش می نمایند.شکاف بین این دو لایه به صورت 7 می باشد که بسته به حالات مختلف این شکاف تنگ و گشاده می شود.این شکاف 7 شکل را چاکنای می گویند زیرا قادر است مسیر نای مسدود کند.

جهر و همس صدا



هنگام بسته شدن چاکنای تارهای صوتی به یکدیگر نزدیک می شوند.از این رو چاکنای تنگ می شود اما هنوز هوا میتواند از آن عبور کند.با عبور هوا از این مجرا تارهای صوتی بطور منظم مرتعش می شوند وصدایی موزون را ایجاد می کنند که به آن واک گویند.و زیر و بمی آن به عدد ارتعاش تارهای صوتی در ثانیه و شدت آن دامنه این ارتعاش بستگی دارد.آواشناسان این عمل را جهر یا آشکار شدن نامیده اند.در آواشناسی آشکار شدن صدا در مقابل آهسته شدن قرار دراد.صداهای مهموس یا بی واک صداهایی هستند که تارهای صوتی در آنها به لرزش در نمی آید.البته این بدان معنا نیست که با این صداها هیچ ارتعاشی در هوا ایجاد نمی شود زیرا در غیر این صورت گوش آنها را نمی شنید.برای این که ارتعاش تارهای صوتی را حس کنید دست خود را بر برآمدگی حنجره گذارده و ابتدا صدای س

را بکشید و یعد ازآن صدای ز و به طور متناوب این کار را تکرار کنید.مشاهده می کنید که هنگام تلفظ حرف س حنجره در زیر انگشتان شما نمی لرزد حال آنکه هنگام تلفظ حرف ز کاملا مرتعش می شود.این لرزش به علت عملکرد تارهای صوتی است.همچنین می توانید انگشتان خود را روی گوشها قرار داده و سپس همان حروف را به همان صورت ادا کنید.حرف س بدون جهر و دارای همس است و حرف ز جهر دارد.

دستگاه صوتی انسان)

عملکرد حفره دهان و بینی

پس از تولید صوت توسط حنجره نوبت حفره های تشدید کننده است تا به آن شکل بدهندصدای ایجاد شده از طریق حفره بالای حنجره وارد دهان شده و بخشی از آن نیز وارد حفره بینی می شود.حفره بینی دارای ابعاد ثابتی است و تغییر شکل آن تقریبا امکان پذیر نیست.ام حفره دهان کاملا انعطاف پذیر بوده و از نظر شکل و ترکیب قابل تغییر است.حفره دهان از بالا به سقف یا کام محدود می شود. سقف دهان خود به چند قسمت مختلف تقسیم می شود. انتهایی ترین قسمت کام به صورت پرده ای است که به زبان کوچک یا ملازه ختم می شود. این قسمت از کام را پرده کام یا نرم کام گویند. نرم کام قادر است مجرای حفره بینی را مسدود کند.هنگام غذا خوردن حفره بینی توسط نرم کام مسدود می شود تا از ورود غذا به آن جلوگیری شود.این قسمت از کام را به راحتی می توان در آینه ملاحظه کرد. تحرک پذیری پرده کام قابل توجه است.اگر در مقابل آینه دهان خود را باز کنید و قسمت عقبی سقف دهان را ملاحظه کنید می بینید که در حالت عادی نرم کام فرو افتاده است اما همین که مثلا صدای آ را تولید می کنید بالا می رود و تقریبا به سقف دهان می چسبد.قسمتهای دیگر کام ثابت و بدون حرکت هستند. قسمتهای جلوتر کام را (پسکام،میانکام و پیشکام) گویند.در قسمت پایین دهان،زبان وجود دارد که پر تحرک ترین عنصر داخل دهان است و با تغییر شکلهایی که در حفره دهان ایجاد می کند امکان ایجاد صداهای مختلف و حروف گونانگون را فراهم می کند.زبان با بالا آمدن خود می تواند حفره دهان را به دو قسمت تقسیم نماید.قسمت پسین دهان که پشت زبان واقع است و قسمت پیشین دهان که جلوی زبان قرار دارد.این دو محفظه معمولا به یکدیگر راه دارند اما حجم و شکل آنها در صدای تولید شده بسیار مؤثر است.آرواره ها نیز با دور و نزدیک شدن خود شکل محفظه دهان را تغییر می دهند. دندانها نیز در شکل دادن به صدا نقش اساسی دارند.قسمت آخر مجرای صوتی لبها هستند که آنها نیز با گرفتن شکلهای مختلف ما را در تولید صداهای گوناگون یاری می دهند.آرواره ها،لبها،زبان و کام را که گفتار انسان با آنها شکل می گیرد اندامهای گفتار می نامند.ایجاد صوت توسط ارتعاش تاهای صوتی صورت می گیرد و بوسیله حفره های قفسه سینه،حلق،دهان و بینی تقویت می شود.شدت صدای تولید شده به مقدار فشار هوایی بستگی دارد که از ششها روانه حنجره می شود و زیر و بمی صوت یه ارتعاش مرتب تارهای صوتی بستگی دارد که هوای وارد شده را به حجمهای کوچکتر ثانوی تقسین می کنند و به هنگام عبور فرکانسهای مختلف را ایجاد می نماید. ط.ل تارهای صوتی انسان بین 23 تا 27 میلی متر و قطر آن نیز بین 2 تا 3 میلی متر است.بم و زیر بودن صدا در درجه اول به طول و ضخامت تارهای صوتی بستگی دارد.هر چند تارهای صوتی کوتاه تر وضخامت آن کمتر باشد صدا زیر تر است. به همین دلیل تارهای صوتی مردان بلندتر و ضخیم تر از تارهای صوتی کودکان و زنان است.



تنظیم جریان هو

حنجره تنظیم کننده عبور هواست. تنظیم عبور هوا در حنجره بوسیله نزدیک کردن تارهای صوتی به هنگام بازدم و دور کردن تارهای صوتی به هنگام دم صورت می گیرد.هنگام دم عادی تارهای صوتی تا حدی از هم دور می شوند و در دم عمیق فاصله ی تارهای صوتی از یکدیگر بیشتر می شود. در بازدم این تارها به هم نزدیک کی شوند ولی هرگز با هم تماس حاصل نمی کنندبه هنگام تکلم تارهای صوتی از یکدیگر دور و نزدیک می شوند و در همین زمان دم و بازدم معمولی در زمان خود اجام می گیرند.



خشونت صدا

خشونت صدا مهمترین نشانه ی بیماریهای حنجره است که بسیار شایع می باشد و گاه تنها نشانه ی بیماری این عضو است.هر گاه عارضه ای باعث اختلال عمل طبیعی تولید صوت حنجره شود موجب خشونت صدا می گردد.وقتی تارهای صوتی به منظور تولید صوت به هم نزدیک می شوند مرتعش می گردند و هوایی که از حنجره می گذرد تحت تأثیر شرایطی از قبیل شل یا کشیده شدن تارهای صوتی، سرعت ارتعاش،اندازه حنجره،اندازه شکاف بین دو تار صوتی و عوامل دیگر تغییر می کند.در بیماریهای حنجره طنابهای صوتی (مجموع تارهای صوتی) قادر به انجام کامل وظایف خود نیستند و بنابراین صدا خشن و غیر طبیعی می گردد.در شرایط زیر خشونت صدا عارض می شود:

- اشکال در نزدیک شدن تارهای صوتی – فلج حنجره – التهاب حنجره – اختلالات عملی.

گاهی خشونت صدا نشانه ی بیماری نیست بلکه برای تحت تأثیر قرار دادن شنوندگان مورد استفاده قرار می گیرد.مثل رجز خوانی که با خشونت تصنعی صوت همراه است

نت صدای واحدی است دارای زیر و بمیوکشش زمانیمعینکه می توان آن را مکتوب کرد. زیرایی یک نت مقدار زیری وبمی آن است که با مقدار بسامد آن بر حسب فرکانس سنجیده می شود. گام الگویی از نتهای پشت سر هم است و ملودی(نغمه) مجموعه ای از نتها با ترکیبی موسیقایی.ملودی معمولا دارای ریتم استکه شنوندگان غالبا آن را به معنی ضرب می گیرند.در واقع ضرب یک قطعه موسیقی فقط نبض منظم آن است که میزان بندی را معین می کند.حالا وقتی این روزها فنجان چای خود را در دست می گیرید و سی دی دلخواهتان را توی ضبظ می گذارید به این هوای برفی خیره می شوید.می دانید که این موسیقی چقدر عجیب تر و سخت تر از آن چیزی است که تا به حال فکر می کردید.پس بیشتر لذت ببرید.

ویژگیهای صوت

صدا از نظر فیزیکی دارای خصوصیات شدت،ارتفاعو طنین است ام از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری موسیقی به آن پرداخته می شود علاوه بر مشخصه های فوق دارای خصوصیت دیرند نیز می باشد.

- دیرند : اصطلاحی است که به زمان کشش صداهای موسیقی اطلاق می شود.دیرند یعنی زمانی که صدای موسیقایی ادامه می یابد.روشن است که یک قطعه موسیقی از صداهایی تشکیل شده شده که غالباً ارزشهای زمانی متفاوت دارند،یعنی بعضی کوتاهتر و یعضی کشیده ترند.شدت : قوت،قردت،بلندی،حجم،توان و رسایی و ولوم صوت را گویند و این کلمات از لحاظ فیزیکی مترادف هم هستند.در این مقوله دوام و ححفظ شدت صوت در یک قطعه (از یک نفس تا نفس دیگر)از آغاز تا پایان نیز مد نظر است.

- دامنه : مسافت بین ابتدا و انتهتی ارتعاش جسم را گویند.حداکثر مسافتی است که جسم مرتعش از نقطه تعادل خود (در وسط) به دو طرف (اوج یا حضیض) طی می کند.هر چه دامنه صدا بلندتر باشد صوت شدیدتر و بلندتر و هر چه کوتاهتر باشد صدا ضعیف تر خواهد بود.

- واحد اندازه گیری شدت صوت در فیزیک فون نام دارد.کمیتهای دیگری در رابطه با شدت صوت مطرح می باشد که برای جلوگیری از طولانی شدن مبحث فقط آنها را نام می بریم:

- تراز فشار صوتی که آن را با واحد دسی بل می سنجند.

- توان صوتی که آنرا با واحد وات می سنجند.

- شدت صوت : کیفیتی است که قوت و ضعف صوت را تعیین می کند.هر قدر دامنه نوسان ارتعاشات صوتی بیشتر باشد صوت شدیدتر است.به عبارت دیگر قوت و ضعف صوت به میدان نوسان جسم صدا دهنده و فاصله ان تا به گوش بشتگی دارد.هر چه میدان موسانات بزرگتر و آلت صوتی به گوش نزدیکتر باشد تأصوت در گوش شدید تر بوده و چنین صدایی را قویتر می نامند.

رابطه شدت صوت با زمان دوام آن



بلندی صداهایی که به گوش می رسد تابع مدت زمان دوام آنها نیز می باشند.آزمایشات نشان می دهد که هر چه زمان دوام صوت بیشتر باشد صدا بلندتر به نظر می رسد،بطوری که وقتی زمان دوام صوت ده برابر کاهش می یابد تراز بلندی صوت 10 دسی بل کاهش می یابد.شدت صدای انسان به میزان زیادی به گستردگی ششها و نسبت فشار هوای خارج شده از آنها بستگی دارد.همچنین فضاهای طنین انداز صدا نیز بر شدت صوت تأثیر مستقیم دارند و در انسان این فضاها اندامهای گفتاری هستند که هوا بعد از حنجره از آنجا عبور می کند.پس فضای حلق،حجم دهان و بینی،همگی در پر حجمی صدا و ایجاد ویژگی خاص آن دخالت دارند که آنرا از دیگر صداها متمایز می سازد.این فضاها مانند صندوقهای خالی است که تارهای کمانچه یا عود روی آن بسته می شود.زیرا صداهای حنجره به تنهایی ضعیف هستند اما با عبور از این فضاهای طنین انداز قوی می شوند.اختلاف حجم این فضاها در افراد صدای آنها را از یکدیگر متمایز می کند.کوتاهترین صدایی که برای انسان قابل تشخیص است آستانه شنوایی و بلندترین صدایی که توسط انسان قابل تحمل است را آستانه دردناکی می گویند.



اندازه احساس شنوایی به این ترتیب می باشد.

آستانه شنوایی
0 دسی بل

صدای وزش باد و برگها
10 دسی بل

صحبت کردن با صدای آهسته
40 دسی بل

صحبت کردن با صدای بلند
60 دسی بل

ترافیک سنگین شهری
80 دسی بل

صدای شیپور از چند متری
100 دسی بل

آستانه دردناکی
120 دسی بل


ارتفاع صوت : درجه زیر و بمی صوت را گویند.در نسانها صدای مردان از صدای زنان و کودکان کلفت تر و بم تر بالعکس صدای زنان و کودکان نازک تر و زیرتر است و در سازها سیمهای کوتاه تر و سبکتر زیرتر و سیمهای بلندتر و سنگین تر صدای بم تری می دهند.همچنین لوله ی صوتی سازی مانند نی هر قدر درازتر باشد صوت حاصل از آن بم تر است.در تعریف دیگری که از ارتفاع شده آمده است ارتفاع به معنی زیر و بمی صوت است.هر چقدر صوت زیرتر باشد می گوییم ارتفاع آن بیشتر است و هر چقدر بم تر می گوییم ارتفاع صدای آقایان بیشتر است زیرا سیست حنجره انها بصورتی است که زیرتر از آقایان صحبت می کنند.ارتفاع صوت با دو واحد اندازه گیری بسامد و طول موج سنجیده می شود که هر دو به یک معنا ولی دارای ابهاد متفاوتی هستند.

بسامد : تعداد ارتعاشات در زمان معین است که در اصطلاح بین المللی فرکانس نام دارد و به نام کاشف آن هرتز بیان می شود.صوتی که در هر ثانیه 250 بار نوسان و ارتعاش داشته باشد را صوت با فرکانس 250 هرتز می نامند.مسافت طی شده هر ارتعاش در زمان مشخص نیز طول موج نامیده می شود و آن را با متر اندازه گیری می کنند.در بسامد تعداد و در طول موج مسافت مطرح می شود.در رادیو با چرخاندن دکمه مربوط به ارتفاع صوت امواج تغییر می کنند ولی بر روی صفحه نشان دهنده امواج دو پارامترHz و M را با تقسیمات مختلف مشاهده می کنیدکه هر دو دارای یک معنا می باشد.اگر زمان اندازه گیری وسان ها یک ثانیه باشد تعدادشان با هرتز مشخص می شود.هر قدر بسامد صدا بیشتر یعنی ارتعاشات تندتر باشد صدای حاصله زیرتر و هر قدر بسامد آن کمتر باشد صدا بم تر خواهد بود.

طول موج : جسم مرتعش هر تناوب کامل را در مدت زمانی مشخص انجام می دهد.این طول تجسم دیگری از بسامد است یعنی هر چه کوتاهتر باشد صدا زیر تر و هر چه بلندتر باشد بم تر خواهد بود.بنابراین هر چه فرکانس صوت بیتر باشد صدا زیرتر است و هر چه فرکانسصوت کمتر باشد آن صدا بم تر است.گوش انسان قادر است از فرکانس 20هرتز تا تقریباً 20000 هرتز را بشنود.این محدوده را محدوده فرکانسی قابل شنیدن می گویند.صحبت معمولی آقایان حدوداً در محدوده 100 هرتزی و صحبت معمولی خانمها در محدوده 200 هرتزی انجام می شود.می توان گفت که ارتفاع صوت خانمها معمولا دو برابر ارتفاع صوت آقایان است.گوش انسان در تشخیص ارتفاع فوق العاده حساس است بطوری که تغییر 1 تا 2 هرتز را بخوبی تشخیص می دهد.

تولید صدای انسان منحصرا به وسیله حنجره نیست بلکه ارتعاشات دیگری که از راه تشدید در حفره های مختلف تولید می شود بر آن افزوده می شود.صوتهای بم را با ارتعاش جدارهای سینه همراه است و به همین دلیل اغلب آنرا صدایی که از سینه بیرون می آید نام نهاده اند.صوتهای زیر در حفره بالای حنجره تشدید می شوند و بدین جهت انرا صدایی که از سر می آید می نامند.آنچه تاکنون گفته شد مربوط به صدای آواز است.درکلام اهمیت حفره های بالای حنجره از خود حنجره بیشتر می شود.درصداهای آهسته و در گوشی صوت حنجره ای تقریباً بطور کامل از بین می رود و جای خود را به صوتهای حفره دار می دهد.کلام از صوتهای حقیقی مرکب تشکیل می شود که حروف صدادارهستند و صداهای بین آنها که حروف بی صدا نامیده می شوند.در مبحث ارتفاع صوت به دو موضوع طبیعت و گستره صوت باید اشاره کرد.

1 – طبیعت صوت : طبیعت صدای انسانها به سه صورت بم و توسط و زیر می باشد.برای شناختن نوع طبیعت صوت هر کس باید به حرف زدن عادی او دقت نمود تا به میزان بم و زیر بودن صوت او واقف شد.البته برای شناخت طبیعت صوت نیاز به تمرین و فعالیت علمی است.بنابه گفته دانشمندان آواشناس،زیر و بمی صوت به تعداد ارتعاشها در ثانیه که تواتر یا بسامد نامیده می شود بستگی دارد.طبقه بندی صوت انسانها از صوت بم مردان شروع می شود و به صوت زیر زنان ختم می یابد و در حقیقت هرچه صوت بم تر باشد فرکانس آن پایین تر و هر چه زیرتر باشد فرکانس آن افزایش می یابد.ارتفاع صوت آلتو از تنور هم زیرتر است.صوت پسران قبل از سن بلوغ در طبقه صوت کودکان و زنان است و پس از بلوغ به طبقه صوت مردان منتقل می شود.البته استثنائات در این تقسیم بندی خللی ایجاد نمی کند.



تقسیم بندی صوت کودکان و زنان

صوت زیر (سپرانو)


صوت توسط (متسوسپرانو)


صوت بم (آلتو)



تقسیم بندی صوت مردان

صوت زیر (تنور)


صوت توسط (باریتون)


صوت بم (باس)





ارتفاع صوتی که می شنویم به بلندی و شدت آن بستگی دارد. به ازای فرکانسهای کمتر از 2000 هرتز یا بلندتر شدن صدا،ارتفاع آن کاهش می یابد و برای فرکانسهای بیشتر از 2000 هرتز ارتفاع بلندتر،بیشتر است.جای خوشبختی است که ارتباط بین ارتفاع و بلندی صوت خیلی کمتر از آن است که قدیمی ها می پنداشتند زیرا در غیر ای نصورت صداهای بلند، از کوک خارج می شدند و موسیقی دانها در محدوده اصوات بلند نمی توانستند از ادوات موسیقی بهره ای ببرند.

رابطه ارتفاع صوت و زمان دوام آن

برای تشخیص ارتفاع صوت به زمانی حدود 3 میلی ثانیه نیاز است.هر چه زمان دوام بیشتر باشد ارتفاع قطعی تر تعیین می گردد و هر چه زمان دوام کمتر باشد عدم قطعیت ارتفاع بیشتر است.

تشخیص ارتفاع بدون مراجعه به صوت مبنا

ما معمولا ارتفاع یک صوت را برای مقایسه با صوت دیگری به عنوان مبنا تعیین می کنیم و با شنیدن دو صدا حکم می کنیم یک صدای بم و کدام صدای زیر است و اگر با فواصل موسیقایی آشنا باشیم نسبت ارتفاع آن دو صوت را نسبت به یکدیگر تعیین می کنیم.اما بعضی از افراد قادرند ارتفاع یک صوت را بدون مراجعه به صوت مبنا تشخیص دهند.البته هر کسی توانایی این کار را ندارد و شاید از هر 1000 نفر یک نفر این قابلیت را داشته باشد.انسان در مورد تشخیص رنگها به طور مطلق عمل می کند یعنی برای تشخیص یک رنگ نیازی به مراجعه به رنگ دیگری ندارد و با دیدن رنگ قرمز حکم می کند قرمز است و قرمز را بطور مطلق می شناسد نه حساسیت شنوایی انسان بیشتر به نسبت دو ارتفاع است که به آن فاصله می گوییم.

گستره صوت :

فاصله بم ترین تا زیر ترین صوت هر فرد را گستره صوت آن فرد گویند.در این مبحث این موضوع مورد توجه قرار می گیرد که تولید صوت از کدام قسمت در بم شروع و به چه قسمتی از زیر ختم می شود.هر قاری و خواننده ای باید بداند که توانایی صوتش چقدر است و سعی در افزایش آن داشته باشد.نکته مهم در این موضوع این است که طبیعت صوت قابل تغییر نیست اما گستره صوت را می توان افزایش داد.بم ترین صدایی که توسط انسان تولید شده توسط یک خواننده اروپایی با فرکانس 65 هرتز بوده و زیرترین صدا نیز توسط یک خواننده زن با فرکانس 1780 هرتز تولید شده است.برای اینکه فرق بین طبیعت صوت با گستره صوت مشخص تر شود به تلاوت استاد محمود علی البنا توجه کنید.این استاد دارای صوت بم است اما توانایی تولیذ اصوات بم و زیر را با هم دارد یعنی علاوه بر اصواتی که در ردیف اصوات بم قرار می گیرند می تواند اصوات زیر را نیز تولید کند.گستره صوت او شامل اصوات بم و زیر است.اگر یک ساختمان 20 طبقه را در نظر بگیریم هر کس با توجه به گستره صوتش طبقاتی را به خود اختصاص می دهد.بعضی از طبقه سوم تا چهاردهم،بعضی از طبقه هفتم تا نوزدهم و بعضی اول تا هجدهم.

دامنه صدای انسان در شخص بالغ تقریباً 2 اکتاو است اما حداکثر و حداقل آن بر حسب جنس و سن در اشخاص مختلف متفاوت است.در مردان بم ترین صدا (باس) بین 90 تا 350 هرتز و زیرترین صدا (تنور)بین 130 تا 525 هرتز و در زنان صدای آلتو بین 175 تا 700 هرتز و زیر ترین صدا (سپرانو) بین 260 تا 1050 هرتز می باشد.بطور کلی صدای زنان از صدای مردان یک اکتاو بلندتر است.وسعت صدای اطفال کمتر است ولی به تدریج تا زمان بلوغ افزایش پیدا می کند.


طنین (زنگ-رنگ-شیوَش)



وجه تمایزدو صوت با شدت و ارتفاع یکسان را گویند.به چند تعریف در این رابطه توجه کنید :

طنین کیفیتی استکه دو صوت هم ارتفاع م هم شدت را که از دو اسباب مختلف موسیقی تولید شده است تشخیص دهد.کیفیت و خاصیت مخصوص هر صدا را طنین آن صدا گویند.

مهمترن مشخصه صوت صفتی است که آن را زنگ خوانند و بوسیله آن می توان دو صدا را که به یک قوت و حدت از دو اسباب موسیقی مختلف و یا توسط دو خواننده ایجاد می شود از هم تشخیص داد.



رنگ یا طنین صدا عاملی است که صدای هر ساز را از دیگر سازها باز می شناساند.هر ساز رنگ یا طنین ویژه ای دارد.

زنگ صوت یا طنین : هر صوت بر اثر ارتعاشات اصلی که معرف همان صوت است دارای تعدادی ارتعاشات فرعی یا هم آهنگ است که به طور وضوح شنیده نمی شود اما به نحوی آشکار میان دو صوت هم اسم اختلاف ایجاد می کند.

طنین،تمبر یا رنگ ،آن ویژگی از صوت است که موجب می شود صداهایی را که از نظر ارتفاع و بلندی یکسانند ولی از منابع مختلف تولید شده اند از یکدیگر تمیز دهیم.طنین صدا بیشتر به طیف فرکانسی آن بستگی دارد.بلندی صدا و نیز شکل موج زمانی صدا نیز با آن ارتباط دارد.برای طبقه بندی طنینهای مختلف،اصطلاحات متفاوتی وجود دارد که این اصطلاحات را مشاهده می کنیم :

شفاف – کدر

تیز – کدر

گرم – سرد

غنی – خالص

پراکنده – فشرده

خالی – پر

بی رنگ – پر رنگ

خصیصه دیگری نیز در صدا هست که به آن شیوش (طنین یا رنگ صوتی) می گویند.



شیوش : هر گاه دو صوت برابر از نظر طول موج و دامنه از دو ساز مختلف حاصل شود منحنی آن به دو شکل مختلف ثبت می شود.مثلا طول موج صدای ویولن و پیانو در حالیکه هر دو ساز نت لا را با یک شدت اجرا کرده اند با یکدیگر اختلاف دارند و لی از نظر حالت طول موج مثل یکدیگر هستند.

تقریبا همه صداهای حاصل از سازهای موسیقی دارای شیوش هستند.صدای بی شیوش که آنرا می توان صدا یا صوت خالص نیز نامید می تواند از دیاپازون دو شاخه حاصل شود. یا آم که وقتی با دمیدن نرم و آهسته در فلوت صدا تولید می کنیم صدای حاصل تقریبا خالص است.موج صدای بی شیوش یک منحنی سینوسی مانند است.شیوش در صدای انشان حتی در زمانی که حرف می زند نیز قابل تشخیص است.به همین دلیل ما می توانیم صدای اقوام و آشنایان خود را حتی در حالی که آنها را نمی بینیم به آسانی از یکدیگر تمیز دهیم.صداها نیز مانند رنگها بصورت ساده و مرکبوجود دارند.رنگهای ساده که همان رنگهای اصلی هستند از هیچ رنگ دیگری ساخته نشده اند و تمام رنگها از ترکیب کردن رنگهای اصلی ساخته می شوند.مثلا نارنجی ترکیبی از رنگ زرد و قرمز است و بسته به اینکه درصد این دو رنگ چقدر باشد نارنجی های متفاوتی ایجاد می شود.

صداهایی که ما می شنویم معمولا صداهای مرکب اند و از ترکیب صداهای ساده ساخته شده اند.صداهای ساده صداهایی هستند که خود از ترکیب صداهایی دیگر ساخته نشده اند.این صداها را تون خالص و بعضا صدایی شبیه سوت دارند.اگر چه تون خالص را با نسبتهای مختلف ترکیب می کنیم صدای مرکبی بدست می آید که دیگر هیچ گونه شباهتی به صدای اولیه نخواهد داشت.اگر این نسبتها عوض شود صدای دیگری تولید می شود.همانگونه که با ترکیب رنگهای اصلی می توان رنگهای مختلفی ایجاد نمود با ترکیب تونهای خالص نیز می توان رنگهای صدایی یا طنینهای متفاوتی ایجاد کرد.پس زمانیکه می گوییم طنین صدای این شخص با دیگری متفاوت است مفهومش این است که صدای شخص از عناصری تشکیل شده که با دیگری فرق دارد.

برای تولید هرگونه صدایی ابتدا احتیاج به یک منبع صوت داریم.همانگونه که گفتیم تارهای صوتی انسان منبع صوت انسان و سیمهای ویولن منبع صوت ویولن هستند این منابع صوتی معمولا با وسیله ای به صدا در می آیند.اما علاوه بر منبع صوت به عامل دیگری نیز احتیاج دایم که به این صدای اولیه شکل بدهد و آن را بصورت خاصی در آورد.این کار توسط جعبه تشدید یا حفره تشدید صورت می گیرد.حفره تشدید محفظه ای است که باعث تشدید و تقویت یک سری صداهای بخصوص می شود و بنابراین به صدای منبع صوت،طنین یا رنگ خاصی می دهد.برای نمونه جعبه تشدید سنتور که حعبه ای ذوزنقه ای شکل و مسطح است طنینی ایجاد می کند که با طنین صدای سه تار که جعبه ای نسبتا گرد و کوچک دارد کاملا متفاوت است.جعبه های تشدید معمولا یک سری تونهای بخصوص را در خود حفظ می کنند و همین امر باعث می شود که صداهای تولید شده توسط منبع دوام بیشتری داشته باشد.هر قدر حفره های تشدید یک ساز کیفیت بهتری داشته باشند صدای آن ساز نیز دلنشین تر و کامل تر خواهد بود.صدای انسان نیز در حکم جعبه تشدید صدای او می باشد.اما آن اعضایی از بدن که بیش از همه ایفای نقش می کنند عبارتند از استخوانهای قفسه سینه،حفره های دهان،حفره بینی،استخوانهای سر.

علاوه بر خصوصیتهای اصلی (شدت- ارتفاع- طنین) می توان خصویتهای فرعی دیگری برای صوت بر شمرد که به دو مرود اشاره می شود.این خصویتای فرعی در بطن خصوصیت طنین صدا مستتر است.

1 – وضوح

2 – انعطاف

3 – تحریر



ارسال توسط نگین

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود